تبليغاتX
اقتصاد بازرگانی چمران ورودی 86
اقتصاد بازرگانی چمران ورودی 86
Commercial Economic 86 of Chamran University
گفتگوی بهمن ............
نوشته شده در تاريخ سی ام بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |

اربعین

این عکس طراحی خودم هست . استفاده با ذکر منبع

نوشته شده در تاريخ بیست و هفتم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
نگاه دكتر علي‌الله همداني، صاحبنظر اقتصادي به موضوع طرح تحول اقتصادي و لزوم انجام طرح مذكور
از جمله برنامه‌هايي كه نويد اجراي آن براي پيشرفت اقتصادي - اجتماعي كشور و نيل به عدالت اقتصادي و اجتماعي داده شده، طرح تحول اقتصادي است كه رييس‌جمهور در جلساتي، آن را با اقتصاددانان كشور در ميان گذاشته است. در واقع بايد گفت، تحقق اهدافي نظير آنچه در اين بحث و گفت‌وگوها به كّرات از آن ياد شده، از جمله آمال و آرزوهاي همه مردم ايران و از شعارهاي والاي انقلاب اسلامي ايران بوده است.

اين برنامه‌ها و اجراي آن، اميدبخش اقشار مختلف مردم، به ويژه محرومان و آسيب‌پذيران است، كه مي‌توان آنها را به ترتيب زير مورد بررسي قرار داد:


معضل بيكاري
رفع و يا كاهش بيكاري كه از ساليان دور دامنگير جوانان كشور شده است، يكي از مهمترين برنامه‌هاي دولت مي‌باشد. در واقع بايد گفت: اين بيماري اقتصادي كه بيش از 20‌ سال، با نرخي دو رقمي، بر اقتصاد كشور سايه افكنده، ناشي از يك سلسله عواملي است كه در راCس آن، مي‌توان عدم سرمايه‌گذاري صاحبان سرمايه را در كشور نام برد. ايجاد اشتغال، نياز به حجم بالاي سرمايه‌گذاري دارد، ولي آنان كه سرمايه دارند و مي‌توانند زمينه اشتغال را در كشور فراهم سازند، علاقه‌اي بدين امر ندارند و در پي آن هستند كه سرمايه خود را در راهي غير از توليد به كار اندازند. اين تفكر نيز ناشي از عواملي است كه در جامعه وجود دارد. در بسياري از سازمان‌ها و مؤسسات كه به نوعي با كارفرمايان سروكار دارند، سعي بر آن است كه به نحوي موجبات نارضايتي آنان را فراهم آورند. مراجعي كه به رفع اختلاف و حل مشكلات دو طرف مي‌پردازند، به ندرت ممكن است توجهي به منافع سرمايه و سرمايه‌دار و نقش عظيمي كه اين قشر در پيشرفت جامعه دارند، كنند. از جمله اين سازمان‌ها، مي‌توان به وزارت كار و امور اجتماعي، سازمان تأمين اجتماعي، ادارات مالياتي، شهرداري و امثال آن اشاره كرد. نكته ديگر، وجود قوانين و مقرراتي است كه از آغاز، به همه مسايل يكسويه نگريسته و تنها منافع قشر معيني را در نظر گرفته است.  اين قوانين، عمدتاً ناظر بر واحدهاي توليدي - صنعتي، تنظيم روابط كار و ايجاد نظم در محيط كار و فعاليت و امثال آن است كه در تمامي اين موارد، همچنان كه گفته شد، منافع قشري معين مورد توجه است. البته رعايت قشر آسيب‌پذير و محروم، امري است كه از هر لحاظ مقرون به صواب است، ولي نه تا آن حد كه موجب ضرر و زيان آن قشر گردد، ما امروز ملاحظه‌ مي‌كنيم كه همين قوانين و مقررات، به مانعي در راه سرمايه‌گذاري و ايجاد اشتغال تبديل شده و در نتيجه موجب طولاني‌تر شدن صف بيكاران گرديده است. بنابراين، استقبال از سرمايه‌گذاران و فرهنگ‌سازي لازم بدين منظور و اصلاح قوانين و مقررات ناظر بر اين امور، مي‌تواند مانع گسترش بيكاري گردد.


تورم
اين بيماري ناشي از وجود سرمايه در دست مردم و بازار، بدون افزايش توليد است. به عبارت ديگر، هرگاه همزمان با رشد ميزان نقدينگي در بازار، توليد نيز رشد كند و ميزان كالاها و محصولات توليدي افزايش يابد، اين دو جذب يكديگر مي‌شوند و افزايش قيمت، خودنمايي نخواهد كرد. در كشور ما، درآمد ناشي از نفت، بدون آن كه توليدي وجود داشته باشد، عامل اصلي تورم است، زيرا محصول و كالايي وجود ندارد كه در قبال اين افزايش سرمايه، به فروش رود و نقدينگي‌هاي موجود در بازار جذب شوند. بنابراين بايد سعي شود كه اين سرمايه، يعني درآمدهاي ناشي از نفت، در راه ديگري به جز از طريق بودجه كشور مصرف گردد. برنامه‌ريزي‌هاي زيربنايي به منظور بهبود زيرساخت‌هاي اقتصادي كشور، يكي از طرقي است كه مي‌تواند تورم را مهار كند. برنامه نظم بخشيدن به رشد اقتصادي كشور براي سامان‌بخشي اقتصاد، از جمله برنامه‌هاي تحول اقتصادي است و موفقيت در اين زمينه، مي‌تواند رشد اقتصادي كشور را به نحو قابل ملاحظه‌اي افزايش بخشد.  در واقع، بايد گفت كه كشور ما از امكانات بالقوه و بالفعل فراواني برخوردار است و جاي آن دارد كه رشد اقتصادي سالانه ما، همپاي ديگر كشورهاي پيشرفته جهان پيش رود، ولي عملاً ملاحظه مي‌گردد كه چنين نيست و عليرغم سرمايه‌هايي كه دولت در رشته‌هاي مختلف اقتصادي به ويژه صنعت مصرف مي‌نمايد، نتيجه مطلوب حاصل نشده و نرخ رشد اقتصادي همواره در نوسان بوده است، به ويژه رشد بخش‌هاي مختلف اقتصادي نظير صنعت، كشاورزي و خدمات از رشد منظمي برخوردار نبوده است. دراين چارچوب، بايد گفت كه از يك سو، قوانين و مقرارت و از سوي ديگر، سرمايه‌گذاري‌هاي لازم، در تنظيم برنامه‌هايي جهت نيل به رشدي متوازن، ضروري است و تنها در سايه اين قبيل اقدامات و برنامه‌ريزي‌ها و سرمايه‌گذاري‌ها است كه مي‌توان به رشدي منظم در رشته‌هاي مختلف اقتصادي، مطمئن گرديد.


بهره‌وري
افزايش بهره‌وري، از ديگر برنامه‌هايي است كه نياز به يك رشته مقدمات دارد. در واقع، در مقام قياس ميزان بهره‌وري در كشور ما و ديگر كشورهاي منطقه، بايد اذعان كرد كه بهره‌وري در كشور ما، نامتوازن بوده است.
بهره‌وري از ديدگاه اقتصاددانان، عبارت است از استفاده بهينه از ابزار توليد براي نيل به توليد بيشتر. بدين ترتيب، افزايش سرمايه و بهبود كيفيت تكنولوژي و استفاده از نيروي انساني كارآمدتر و بيشتر كه موجب افزايش توليد شود، با بهره‌وري سر و كار ندارد، بلكه همان طور كه گفته شد، روش برنامه‌ريزي، تنظيم بهينه ابزار و لوازم كار، استفاده درست و بجا از تخصص و مهارت كارگران و وجود مقرراتي در جهت تسهيل همكاري كارگر و كارفرما، مجموعاً موجب افزايش بهره‌وري مي‌گردد.

ماليات
بهبود نظام مالياتي، يكي ديگر از برنامه‌هايي است كه در جهت رفع مشكلات اقتصادي كشور انجام مي‌پذيرد. در واقع، بايد گفت: عليرغم اصلاح قانون ماليات‌ها در سال 80‌ كه مدتي از زمان تصويب آن گذشته و انجام اصلاحاتي را در آن ايجاب كرده، قانون ماليات‌ها همچنان با مشكلاتي روبه‌رو است. بدين معني كه دريافت ماليات‌ها متوازن نبوده و در عين حال منطقي نيست. همچنين، آنان كه درآمدهاي اندكي دارند، مانند مزد و حقوق بگيران، بيشتر در معرض پرداخت‌ ماليات هستند تا كساني كه درآمدهاي بسياري دارند. اين افراد به انحاي مختلف از پرداخت ماليات طفره مي‌روند و مقررات مالياتي چنان روشن و شفاف نيست كه بتواند ماليات لازم را از آنان دريافت دارد. همين مسأله سبب گرديده كه ميزان ماليات دريافتي كه پاسخگوي واقعي هزينه‌هاي دولت است، به هيچ وجه كافي نباشد، لذا دولت مجبور است، بيشتر از درآمد نفت كه منبعي تورم‌زا بوده و موجب مشكلات ديگري مي‌گردد، استفاده كند.


يارانه
بحث يارانه‌ها كه تاكنون هدفمند نبوده و عليرغم نظر دولت‌ها مبني بر استفاده از يارانه‌ها براي كمك به اقشار محروم و آسيب‌پذير، عمدتاً اقشار ديگري از اين يارانه‌ها بهره‌ برده‌اند، محور ديگري از طرح تحول اقتصادي دولت است. دولت براي سوخت، انرژي، برق، آب، گندم، برنج و ديگر كالاها يارانه‌ مي‌پردازد تا بدين ترتيب به طبقات كم‌درآمد كمك شود، ولي عملاً اقشار مرفه و به اصطلاح دهك‌هاي بالا از اين كمك‌ها، به ويژه در انرژي، برق و آب بهره‌مند مي‌شوند و بخش اعظم 90‌ هزار ميليارد تومان يارانه، نصيب اين گروه‌ها مي‌شود كه براي رفع اين نابرابري‌ها، نياز به اصلاح قوانين و مقررات موجود و يا تنظيم و تصويب قوانين جديد است. از جمله قوانيني كه بايد در اين رهگذر مورد توجه قرار گيرد، قانون كار، قانون تأمين اجتماعي، قانون ماليات‌ها و قوانين بانك‌ها مي‌باشد.
متأسفانه در بحث و بررسي مربوط به برنامه‌ها، تنها به اقداماتي كه انجام يافته و منجر به نتيجه ملموسي نشده، اشاره گرديده و به اصلاحاتي كه بايد در قوانين و مقررات انجام پذيرد، توجهي نشده است، حال آن كه ضرورت، ايجاب مي‌كند كه در قوانين موجود اصلاحاتي به عمل آيد و يا قوانين جديدي تنظيم و تصويب گردد.

نوشته شده در تاريخ بیست و پنجم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
خون برچکد  از دست جفا پیشه ی دهر     حیران کندش روی اجل مردم شهر                                                    برکام کسان ریزدش این کاسه ی زهر       کاین امدن ما ز چه روی و ز چه بهر                                             
نوشته شده در تاريخ بیستم بهمن 1387 توسط حجت محمدی |
روزي که تو بيايي و
بيايي
و زيبايي از رنگ بهشت زيباتر
باشد
و روزي که واژه ها در دل نقش ببندند
نه در محبس فکر
روزي که
گنجشکها در سرماي سخت زمستان
سينه گرم شگارچي را مهمان باشند
و تو
نقشهاي باورت را
در دل همه پاکان جهان منعکس بيني
روزي که واژه اي فرد
در هيچ لغت نامه اي نباشد
و پيشگوهااز کسادي بازار
شغل ديگر برگزينند
آن روز را سلام
آن روز
نه من نه تو
نه همه
واژه هايي براي آرزو ندارند
و آمال و آرزو همه بي معني است
روزي که تو بيايي و
بيايي
و براي هميشگي
ابديت را نقش زني

اللهم عجل لولیک الفرج

با تشکر از خانم نعمتی

نوشته شده در تاريخ هجدهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |

خداوندا اگر باید هنوزم

به راه وصل تو عمری بسوزم

ز مژگان سوزن و با تاری از عشق

به پیکر جامه ی عشق تو دوزم

بسوزانم بسوزانم بسوازنم بسوزان

خداوندا به پاکان تو سوگند

اگر که بگسلی بند من از بند

ز خاک من دمد گل ها لاله

به برگش زند نام تو لبخند

بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان

دل دیوانه را دیوانه تر کن

مرا از عالم تن بی خبر کن

من از این پیکر خاکی گذشتم

وجودم را ز مهرت پر شرر کن

خداوندا اگر باید هنوزم

که باشد سایه ی شب ها به روزم

اگر باید چراغی از حقیقت

به راه ظلمت دل برفروزم

بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان

خداوندا من و این شام هجران

دلی دارم از این غال گریزان

تو را خواهم تو را ای پاک مطلق

که تا در ذات پر گردم آسان

بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان

 

نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |

869124 15.75

9125 12.25

9126 18.5

9128 20

9129 19

9130 13.75

9131 20

9132 10.5

9133 10.5

9134 18.5

9135 13

9136 10

9137 19.25

869951 17.75

869109 18.75

9110 19.5

9112 10

9113 غایب

9114 16.5

9115 20

9116 17.25

9117 20

9119 10.5

9121 10

9123 16.5

8651918 18.75

8652831 18.5

8652840 20

869101 17

9103 15.5

9104 15.5

9106 12

9107 16.25

9108 18

9109 18.75

9110 19.5

861906 16.5

1909 13

1910 15

1914 12

1916 14

1920 5.75

1922 4

1924 11.25

8651901 13.25

8651902 19

829119 10

833506 10

851922 12.75

8551930 18

859112 13.5

861901 10

1902 14.5

1904 18

1906 16.5

1909 13

1910 15

نوشته شده در تاريخ شانزدهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
نوشته شده در تاريخ پانزدهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
سلام . خوبید دوستای گلم ؟

قالب وبلاگ بازم عوض شد . خوشحال می شم که نظرتون در موردش بدونم .

پیشاپیش از نظراتتون تشکر می کنم

نوشته شده در تاريخ یازدهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |

شهربانو آتوسا دختر کوروش بزرگ هخامنشی-همسر داریوش بزرگ هخامنشی و مادرخشایارشاه بزرگ هخامنشی بود.


 

شهربانو آتوسا دختر کوروش بزرگ هخامنشی-همسر داریوش بزرگ هخامنشی و مادرخشایارشاه بزرگ هخامنشی بود.

 

این زن نیک سیرت ،پاک دامن و با خرد یکی از مهمترین نقشها را در تاریخ با شکوه ایران و در دروه دربار داریوش بزرگ اجرا میکرد.این گلبانوی ایران هم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد.

 

ایشان بزرگترین نقش مهم را در امور مملکتی اجرا میکرد و در عین حال بهترین یاور روحی و روانی برای داریوش همسر تاجدارش بود.ایشان در نبرد با شورشیها و نیز یونانیها داریوش را همراهی میکرد و به ایشان قدرت میداد.

داریوش در وصیتنامه خود به خشایارشاه بزرگ فرمود: مادرت آتوسا به گردن من حق دارد پیوسته وسایل آسایش و راحتی اش را فراهم ساز.

خشایار عاشق مادرش آتوسا بود زیرا آتوسا مادری مهربان ،دلسوز و غم خوار بود.

ایشان دختری مهربان برای پدر بزرگوارش کوروش-همسری مهربان برای داریوش-و مادری دلسوز برای خشایار بود.

 

آتوسا بانویی زیبا بود و به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.

اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.   

نوشته شده در تاريخ دهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
شخصی آمد نزد امام حسین (ع)

گفت من فردی گنهکارم ، و توان مقابله با گناه هم در من نیست . پس مرا نصیحتی فرما!

حضرت فرمودند:

پنج کار را انجام بده ، بعد هرچه می خواهی گناه کن!!

1-  روزی خدا را نخور ، بعد هرچه می خواهی گناه کن.

2-  از مملکت خدا بیرون رو ، بعد هرچه می خواهی گناه کن.

3-  برو جایی که خدا تو را نبیند و بعد هرچه می خواهی گناه کن.

4-  وقتی فرشته مرگ برای قبض روح به سراغت آمد ، او را از خود دور کن و بعد هرچه می خواهی گناه کن.

5-  وقتی که مالک جهنم  خواست تو را داخل آتش نماید ، پس داخل مشو و بعد هرچه می خواهی گناه کن

این رو من در جایی خوند حیفم اومد که براتون ننویسم

نوشته شده در تاريخ دهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |

8551930                    17.5                   

861904                       8                

1906                         11            

1909                          7            

1910                         10            

1914                          6            

1916                        10            

869101                     11   

9103                       16

9104                       10.5

9106                        17

9107                       14

9108                        9 

9109                       18

9113                     غایب

9114                       18

1920                        6

1924                       10

8652831                  10

9137                    18.25

9138                      10

9115                      18      

9117                      19     

9119                      ۱۲.۵  

9121                      9.5          

9122                      6.5         

9125                       10       

9126                       14       

9131                       19       

9132                      10       

9133                       13  

9135                       11  

9136                       9

1902                       11  

1922                      8.5  

51915                     18    

51918                     12    

52813                  11.5    

52814                  18.5    

52820                    15    

52827                    14    

52840                     17    

9105                       11  

9110                      17  

9116                      11  

9123                     12.5

9124                      18    

9128                      19    

9129                      16     

9130                      12

869133                  16       

 

نوشته شده در تاريخ نهم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم!
زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.


نیم قرن بعد ، سال 1280:
مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمی‌كنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! یه شكری خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده!
مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد می‌كشمت!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.


یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دختره ی چشم سفید حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! می‌خوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) می‌كنم!
زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته می‌كنین!
مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمی‌تونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.



حوالی سال 1360:

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!
زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه.


همین چند سال پیش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می‌كنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! می‌كشمت! من، تو رو، می‌كشم!
زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا")
مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر، لااقل یه كم اون شلوارو پائین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!


چند سال بعد ، سال 1390:

مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دوره ی این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟!
زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمه ی ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره!


چند سال بعد ، سال 1400:

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم می‌خوام. می‌خوای بری بیرون پیاده برو!
زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می‌شه! اوه مامی، باباتم قول می‌ده دیگه از این حرفا نزنه!
(بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی!

دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430:

زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایه ی تو تا به دنیا آوردن چند تا بچه ی دیگه هنوز بالای سر ماست؟



آینده ای نه چندان دور ، سال 1450:

چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شده ی مردهاست!
- حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونه ی بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!
- خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
- آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........
در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!
زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایه ی لعنتی شما تا كی میخواد روی زندگی ما بمونه؟!

حوالی سال 1530 ه.ش:

رادیوی سراسری، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس، دقایقی قبل سایه ی آخرین نمونه ی بازمانده از جنس مرد از روی كره ی زمین محو شد! پس از پایان عمر این موجود از گونه ی مردها، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ!
نوشته شده در تاريخ پنجم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |

میلائو گفتگوی بین طبیعت و ساخته دست بشر است.
"نورمن فاستر"

شاید روزگاری فرانسوی ها گمان نمی کردند که بتوانند بنایی بلند تر از برج ایفل بسازند.اما در آستانه سال 2005 میلادی پلی بر روی دره و رودخانه تارن ( واقع در جنوب فرانسه ) افتتاح شد که ارتفاع یکی از پایه های آن (که بلند ترین پایه پل نیز می باشد )343 متر، یعنی کمی بیشتر (19 متر) از ارتفاع برج ایفل است.این پل که میلائو نام دارد در حال حاضر بلندترین و مرتفع ترین پل جهان است ( و شاید هم تا سالهای متمادی پس از این تاریخ).
در سال ۱۹۹۳
میلادی در یک مناقصه شرکت کنندههای زیادی از جمله هفت مشاور معماری و هشت مشاور سازه با سوابق راه و پل حضورداشتند که شرکت foster&partners (فاستر و همکاران) برنده اولیه مناقصه شد.معمار و طراح این پل یک مهندس بریتانیایی بنام نورمن فوستر و مجری طرح شرکت مهندسی ایفاژ (شرکت سازنده برج ایفل) می باشند .طرحبرنده فاستر شامل یک پل بتنی با هفت دکل بتنی بود که بلندترین آن ۲۴۵ متر ارتفاعداشت.در سال ۱۹۹۵ دومین مشورت با حضور دوازده مشاور انجام پذیرفت و پس از یک سال درنهم جولای ۱۹۹۶ هیئتی متشکل از مدیران منطقه تصمیم به ارجاع کار به مشاور فاستر وهمکاران گرفتند.انتخاب پیمانکار ، هماهنگی ها ، تخصیص اعتبار و شروع پروژه تا هشتم اکتبر ۲۰۰۱ طول کشید

ارتفاع این پل از کف دره تارن به 270 متر می رسد و حدود 50/2 کیلومتر طول دارد و برای ساخت آن بیش از 36000 تن فولاد بکار رفته و همچنین طول اجزاء نوارنگهدارنده آن (کابلهای حمایت کننده) حدود 1000 کیلومتر است.
به طور متوسط روزانه 28000 دستگاه خودرو از روی پل تردد می کنند که در نوع خود رقم قابل توجهی محسوب می گردد.دو هدف عمده از ساخت این پل یکی کاهش بار ترافیک منطقه (بخصوص در فصل تعطیلات تابستان) و دیگری گشایش یک راه ارتباطی آسان میان شمال اروپا و جنوب آن (بویژه کشورهای فرانسه و اسپانیا) می باشد.لازم به توضیح است که تا پیش از سال 2005 که این پل توسط ژاک شیراک (رئیس جمهور وقت فرانسه)افتتاح شد، مقام بلندترین پل جهان از آن پل گلدن گیت سانفرانسیسکو بود(پلی که بر روی خلیج سانفرانسیسکو واقع در کالیفرنیایی آمریکا احداث شده است).

این شاهکار مهندسی با

۲۴۶۰ متر طول که از برجایفل هم بلندتر است(۲۴۵ متر ارتفاع) با گامهای بلند دره زیبای تارن در مرکز فرانسهرا پشت سر می گذارد.


این پل برای خلاصی شهر زیبای میلائو (Millau)
مخصوصا در تابستانها از دست ترافیک تزانزیت مسیر اصلی (A75) ساخته شدهاست.میلائو منطقه و شهر کوچکی در جنوب فرانسه واقع در بین اتصال دو رودخانه تارن ودوربی است.میلائو یکی از بزرگترین مراکز گردشگری و ورزشی در مرکز و جنوب فرانسهاست.این شهر ۳۱۰۰۰ نفری با ۱۶۹ کیلومتر مربع وسعت با ارتفاع ۵۵۰ متر از سطح دریا برسر راه اصلی (A75) بین شمال فرانسه و سواحل مدیترانه در گلوگاه Noforios واقع شدهاست.
در قرون وسطی شهر یک پل قدیمی داشت با ۱۷
دهانه که از روی رودخانه تارن عبور می کرد.اگر این پل تاکنون به جای می ماند بی شکیکی از بناهای یادبود گذشته بود.اما به دلیل عدم نگهداری خوب از پل در قرن ۱۸میلادی یکی از دهانه های پل خراب شده و پس ار آن بیشتر پل ویران شد و فقط یکی ازدهانه ها باقی ماند.این مسیر یکی از راههای اصلی جنوب به شمال فرانسه از دورهرنسانس تا به حال است.


شهر میلائو در گذشته به دلیل دستکشها و پوستینهای پشمی اش در فرانسه شهرت داشت.اما در حال حاضر به دلیل وجود بلندترین پل بتنی جهان در این منطقه در دنیا شهرت دارد
برای اطلاعات بیشتر به این صفحه هم میتونید برید:

















نوشته شده در تاريخ دوم بهمن 1387 توسط محمد حسین بهروزی |
Blog Skin