
این عکس طراحی خودم هست . استفاده با ذکر منبع
از جمله برنامههايي كه نويد اجراي آن براي پيشرفت اقتصادي - اجتماعي كشور و نيل به عدالت اقتصادي و اجتماعي داده شده، طرح تحول اقتصادي است كه رييسجمهور در جلساتي، آن را با اقتصاددانان كشور در ميان گذاشته است. در واقع بايد گفت، تحقق اهدافي نظير آنچه در اين بحث و گفتوگوها به كّرات از آن ياد شده، از جمله آمال و آرزوهاي همه مردم ايران و از شعارهاي والاي انقلاب اسلامي ايران بوده است.
اين برنامهها و اجراي آن، اميدبخش اقشار مختلف مردم، به ويژه محرومان و آسيبپذيران است، كه ميتوان آنها را به ترتيب زير مورد بررسي قرار داد:
معضل بيكاري
رفع و يا كاهش بيكاري كه از ساليان دور دامنگير جوانان كشور شده است، يكي از مهمترين برنامههاي دولت ميباشد. در واقع بايد گفت: اين بيماري اقتصادي كه بيش از 20 سال، با نرخي دو رقمي، بر اقتصاد كشور سايه افكنده، ناشي از يك سلسله عواملي است كه در راCس آن، ميتوان عدم سرمايهگذاري صاحبان سرمايه را در كشور نام برد. ايجاد اشتغال، نياز به حجم بالاي سرمايهگذاري دارد، ولي آنان كه سرمايه دارند و ميتوانند زمينه اشتغال را در كشور فراهم سازند، علاقهاي بدين امر ندارند و در پي آن هستند كه سرمايه خود را در راهي غير از توليد به كار اندازند. اين تفكر نيز ناشي از عواملي است كه در جامعه وجود دارد. در بسياري از سازمانها و مؤسسات كه به نوعي با كارفرمايان سروكار دارند، سعي بر آن است كه به نحوي موجبات نارضايتي آنان را فراهم آورند. مراجعي كه به رفع اختلاف و حل مشكلات دو طرف ميپردازند، به ندرت ممكن است توجهي به منافع سرمايه و سرمايهدار و نقش عظيمي كه اين قشر در پيشرفت جامعه دارند، كنند. از جمله اين سازمانها، ميتوان به وزارت كار و امور اجتماعي، سازمان تأمين اجتماعي، ادارات مالياتي، شهرداري و امثال آن اشاره كرد. نكته ديگر، وجود قوانين و مقرراتي است كه از آغاز، به همه مسايل يكسويه نگريسته و تنها منافع قشر معيني را در نظر گرفته است. اين قوانين، عمدتاً ناظر بر واحدهاي توليدي - صنعتي، تنظيم روابط كار و ايجاد نظم در محيط كار و فعاليت و امثال آن است كه در تمامي اين موارد، همچنان كه گفته شد، منافع قشري معين مورد توجه است. البته رعايت قشر آسيبپذير و محروم، امري است كه از هر لحاظ مقرون به صواب است، ولي نه تا آن حد كه موجب ضرر و زيان آن قشر گردد، ما امروز ملاحظه ميكنيم كه همين قوانين و مقررات، به مانعي در راه سرمايهگذاري و ايجاد اشتغال تبديل شده و در نتيجه موجب طولانيتر شدن صف بيكاران گرديده است. بنابراين، استقبال از سرمايهگذاران و فرهنگسازي لازم بدين منظور و اصلاح قوانين و مقررات ناظر بر اين امور، ميتواند مانع گسترش بيكاري گردد.
تورم
اين بيماري ناشي از وجود سرمايه در دست مردم و بازار، بدون افزايش توليد است. به عبارت ديگر، هرگاه همزمان با رشد ميزان نقدينگي در بازار، توليد نيز رشد كند و ميزان كالاها و محصولات توليدي افزايش يابد، اين دو جذب يكديگر ميشوند و افزايش قيمت، خودنمايي نخواهد كرد. در كشور ما، درآمد ناشي از نفت، بدون آن كه توليدي وجود داشته باشد، عامل اصلي تورم است، زيرا محصول و كالايي وجود ندارد كه در قبال اين افزايش سرمايه، به فروش رود و نقدينگيهاي موجود در بازار جذب شوند. بنابراين بايد سعي شود كه اين سرمايه، يعني درآمدهاي ناشي از نفت، در راه ديگري به جز از طريق بودجه كشور مصرف گردد. برنامهريزيهاي زيربنايي به منظور بهبود زيرساختهاي اقتصادي كشور، يكي از طرقي است كه ميتواند تورم را مهار كند. برنامه نظم بخشيدن به رشد اقتصادي كشور براي سامانبخشي اقتصاد، از جمله برنامههاي تحول اقتصادي است و موفقيت در اين زمينه، ميتواند رشد اقتصادي كشور را به نحو قابل ملاحظهاي افزايش بخشد. در واقع، بايد گفت كه كشور ما از امكانات بالقوه و بالفعل فراواني برخوردار است و جاي آن دارد كه رشد اقتصادي سالانه ما، همپاي ديگر كشورهاي پيشرفته جهان پيش رود، ولي عملاً ملاحظه ميگردد كه چنين نيست و عليرغم سرمايههايي كه دولت در رشتههاي مختلف اقتصادي به ويژه صنعت مصرف مينمايد، نتيجه مطلوب حاصل نشده و نرخ رشد اقتصادي همواره در نوسان بوده است، به ويژه رشد بخشهاي مختلف اقتصادي نظير صنعت، كشاورزي و خدمات از رشد منظمي برخوردار نبوده است. دراين چارچوب، بايد گفت كه از يك سو، قوانين و مقرارت و از سوي ديگر، سرمايهگذاريهاي لازم، در تنظيم برنامههايي جهت نيل به رشدي متوازن، ضروري است و تنها در سايه اين قبيل اقدامات و برنامهريزيها و سرمايهگذاريها است كه ميتوان به رشدي منظم در رشتههاي مختلف اقتصادي، مطمئن گرديد.
بهرهوري
افزايش بهرهوري، از ديگر برنامههايي است كه نياز به يك رشته مقدمات دارد. در واقع، در مقام قياس ميزان بهرهوري در كشور ما و ديگر كشورهاي منطقه، بايد اذعان كرد كه بهرهوري در كشور ما، نامتوازن بوده است.
بهرهوري از ديدگاه اقتصاددانان، عبارت است از استفاده بهينه از ابزار توليد براي نيل به توليد بيشتر. بدين ترتيب، افزايش سرمايه و بهبود كيفيت تكنولوژي و استفاده از نيروي انساني كارآمدتر و بيشتر كه موجب افزايش توليد شود، با بهرهوري سر و كار ندارد، بلكه همان طور كه گفته شد، روش برنامهريزي، تنظيم بهينه ابزار و لوازم كار، استفاده درست و بجا از تخصص و مهارت كارگران و وجود مقرراتي در جهت تسهيل همكاري كارگر و كارفرما، مجموعاً موجب افزايش بهرهوري ميگردد.
ماليات
بهبود نظام مالياتي، يكي ديگر از برنامههايي است كه در جهت رفع مشكلات اقتصادي كشور انجام ميپذيرد. در واقع، بايد گفت: عليرغم اصلاح قانون مالياتها در سال 80 كه مدتي از زمان تصويب آن گذشته و انجام اصلاحاتي را در آن ايجاب كرده، قانون مالياتها همچنان با مشكلاتي روبهرو است. بدين معني كه دريافت مالياتها متوازن نبوده و در عين حال منطقي نيست. همچنين، آنان كه درآمدهاي اندكي دارند، مانند مزد و حقوق بگيران، بيشتر در معرض پرداخت ماليات هستند تا كساني كه درآمدهاي بسياري دارند. اين افراد به انحاي مختلف از پرداخت ماليات طفره ميروند و مقررات مالياتي چنان روشن و شفاف نيست كه بتواند ماليات لازم را از آنان دريافت دارد. همين مسأله سبب گرديده كه ميزان ماليات دريافتي كه پاسخگوي واقعي هزينههاي دولت است، به هيچ وجه كافي نباشد، لذا دولت مجبور است، بيشتر از درآمد نفت كه منبعي تورمزا بوده و موجب مشكلات ديگري ميگردد، استفاده كند.
يارانه
بحث يارانهها كه تاكنون هدفمند نبوده و عليرغم نظر دولتها مبني بر استفاده از يارانهها براي كمك به اقشار محروم و آسيبپذير، عمدتاً اقشار ديگري از اين يارانهها بهره بردهاند، محور ديگري از طرح تحول اقتصادي دولت است. دولت براي سوخت، انرژي، برق، آب، گندم، برنج و ديگر كالاها يارانه ميپردازد تا بدين ترتيب به طبقات كمدرآمد كمك شود، ولي عملاً اقشار مرفه و به اصطلاح دهكهاي بالا از اين كمكها، به ويژه در انرژي، برق و آب بهرهمند ميشوند و بخش اعظم 90 هزار ميليارد تومان يارانه، نصيب اين گروهها ميشود كه براي رفع اين نابرابريها، نياز به اصلاح قوانين و مقررات موجود و يا تنظيم و تصويب قوانين جديد است. از جمله قوانيني كه بايد در اين رهگذر مورد توجه قرار گيرد، قانون كار، قانون تأمين اجتماعي، قانون مالياتها و قوانين بانكها ميباشد.
متأسفانه در بحث و بررسي مربوط به برنامهها، تنها به اقداماتي كه انجام يافته و منجر به نتيجه ملموسي نشده، اشاره گرديده و به اصلاحاتي كه بايد در قوانين و مقررات انجام پذيرد، توجهي نشده است، حال آن كه ضرورت، ايجاب ميكند كه در قوانين موجود اصلاحاتي به عمل آيد و يا قوانين جديدي تنظيم و تصويب گردد.
بيايي
و زيبايي از رنگ بهشت زيباتر
باشد
و روزي که واژه ها در دل نقش ببندند
نه در محبس فکر
روزي که
گنجشکها در سرماي سخت زمستان
سينه گرم شگارچي را مهمان باشند
و تو
نقشهاي باورت را
در دل همه پاکان جهان منعکس بيني
روزي که واژه اي فرد
در هيچ لغت نامه اي نباشد
و پيشگوهااز کسادي بازار
شغل ديگر برگزينند
آن روز را سلام
آن روز
نه من نه تو
نه همه
واژه هايي براي آرزو ندارند
و آمال و آرزو همه بي معني است
روزي که تو بيايي و
بيايي
و براي هميشگي
ابديت را نقش زني
اللهم عجل لولیک الفرج
با تشکر از خانم نعمتی
خداوندا اگر باید هنوزم
به راه وصل تو عمری بسوزم
ز مژگان سوزن و با تاری از عشق
به پیکر جامه ی عشق تو دوزم
بسوزانم بسوزانم بسوازنم بسوزان
خداوندا به پاکان تو سوگند
اگر که بگسلی بند من از بند
ز خاک من دمد گل ها لاله
به برگش زند نام تو لبخند
بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان
دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از عالم تن بی خبر کن
من از این پیکر خاکی گذشتم
وجودم را ز مهرت پر شرر کن
خداوندا اگر باید هنوزم
که باشد سایه ی شب ها به روزم
اگر باید چراغی از حقیقت
به راه ظلمت دل برفروزم
بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان
خداوندا من و این شام هجران
دلی دارم از این غال گریزان
تو را خواهم تو را ای پاک مطلق
که تا در ذات پر گردم آسان
بسوزانم بسوزانم بسوزانم بسوزان
869124 15.75
9125 12.25
9126 18.5
9128 20
9129 19
9130 13.75
9131 20
9132 10.5
9133 10.5
9134 18.5
9135 13
9136 10
9137 19.25
869951 17.75
869109 18.75
9110 19.5
9112 10
9113 غایب
9114 16.5
9115 20
9116 17.25
9117 20
9119 10.5
9121 10
9123 16.5
8651918 18.75
8652831 18.5
8652840 20
869101 17
9103 15.5
9104 15.5
9106 12
9107 16.25
9108 18
9109 18.75
9110 19.5
861906 16.5
1909 13
1910 15
1914 12
1916 14
1920 5.75
1922 4
1924 11.25
8651901 13.25
8651902 19
829119 10
833506 10
851922 12.75
8551930 18
859112 13.5
861901 10
1902 14.5
1904 18
1906 16.5
1909 13
1910 15
قالب وبلاگ بازم عوض شد . خوشحال می شم که نظرتون در موردش بدونم .
پیشاپیش از نظراتتون تشکر می کنم ![]()


شهربانو آتوسا دختر کوروش بزرگ هخامنشی-همسر داریوش بزرگ هخامنشی و مادرخشایارشاه بزرگ هخامنشی بود.
این زن نیک سیرت ،پاک دامن و با خرد یکی از مهمترین نقشها را در تاریخ با شکوه ایران و در دروه دربار داریوش بزرگ اجرا میکرد.این گلبانوی ایران هم شاعر و هم ادیب بود و به نوجوانان پارسی درس ادبیات پارسی میداد.
ایشان بزرگترین نقش مهم را در امور مملکتی اجرا میکرد و در عین حال بهترین یاور روحی و روانی برای داریوش همسر تاجدارش بود.ایشان در نبرد با شورشیها و نیز یونانیها داریوش را همراهی میکرد و به ایشان قدرت میداد.
داریوش در وصیتنامه خود به خشایارشاه بزرگ فرمود: مادرت آتوسا به گردن من حق دارد پیوسته وسایل آسایش و راحتی اش را فراهم ساز.
خشایار عاشق مادرش آتوسا بود زیرا آتوسا مادری مهربان ،دلسوز و غم خوار بود.
ایشان دختری مهربان برای پدر بزرگوارش کوروش-همسری مهربان برای داریوش-و مادری دلسوز برای خشایار بود.
آتوسا بانویی زیبا بود و به خاطر خرد و اندیشه نیکویش داریوش با ایشان در مسائل مملکتی و سرنوشت ساز مشورت میکرد و نیز به ایشان اعتماد کامل داشت.
اگر داریوش به منطقه ای لشگر میکشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل میشد و رئیس و مافوق همه در راس شورای سلطنت شهربانو آتوسا بود.
گفت من فردی گنهکارم ، و توان مقابله با گناه هم در من نیست . پس مرا نصیحتی فرما!
حضرت فرمودند:
پنج کار را انجام بده ، بعد هرچه می خواهی گناه کن!!
1- روزی خدا را نخور ، بعد هرچه می خواهی گناه کن.
2- از مملکت خدا بیرون رو ، بعد هرچه می خواهی گناه کن.
3- برو جایی که خدا تو را نبیند و بعد هرچه می خواهی گناه کن.
4- وقتی فرشته مرگ برای قبض روح به سراغت آمد ، او را از خود دور کن و بعد هرچه می خواهی گناه کن.
5- وقتی که مالک جهنم خواست تو را داخل آتش نماید ، پس داخل مشو و بعد هرچه می خواهی گناه کن
این رو من در جایی خوند حیفم اومد که براتون ننویسم
8551930 17.5
861904 8
1906 11
1909 7
1910 10
1914 6
1916 10
869101 11
9103 16
9104 10.5
9106 17
9107 14
9108 9
9109 18
9113 غایب
9114 18
1920 6
1924 10
8652831 10
9137 18.25
9138 10
9115 18
9117 19
9119 ۱۲.۵
9121 9.5
9122 6.5
9125 10
9126 14
9131 19
9132 10
9133 13
9135 11
9136 9
1902 11
1922 8.5
51915 18
51918 12
52813 11.5
52814 18.5
52820 15
52827 14
52840 17
9105 11
9110 17
9116 11
9123 12.5
9124 18
9128 19
9129 16
9130 12
869133 16
|
| |||
|
حوالی سال 1230 ه.ش: مرد: دختره ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم! زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده! مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!) زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه. نیم قرن بعد ، سال 1280: مرد: واسه من میخوای بری مدرسه درس بخونی؟! میكشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمیكنی از این حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر من بود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟ زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده میگیرهها! یه شكری خورد. دیگه از این شكرها نمیخوره. قول میده! مرد (با نعره حمله میكنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد میكشمت! زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!) زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره. یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330: مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دختره ی چشم سفید حالا میخوای بری دانشسرا؟! میخوای سر منو زیر ننگ كنی؟ مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) میكنم! زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته میكنین! مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمیتونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی! (بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!) زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه. حوالی سال 1360: فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگه اینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی! زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه س نمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه. همین چند سال پیش ، سال 1380: مرد: كجا؟! میخوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم متر هم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا میكنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! میكشمت! من، تو رو، میكشم! زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا") مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر، لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمیخواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره! زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی! چند سال بعد ، سال 1390: مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دوره ی این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچه داری كنم؟! زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزین و جریمه ی ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. من دارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگه داره! چند سال بعد ، سال 1400: دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم، ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم میخوام. میخوای بری بیرون پیاده برو! زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت میپره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر میشه! اوه مامی، باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه! (بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو میبخشه!) زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشیدی! دو قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1430: زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اینهمه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدید و تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شما مردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟ مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم! زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم! نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایه ی تو تا به دنیا آوردن چند تا بچه ی دیگه هنوز بالای سر ماست؟ آینده ای نه چندان دور ، سال 1450: چند تا مرد دور همدیگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شده ی مردهاست! - حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونه ی بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریم و توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه! - خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم. - آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........ در این هنگام به علت ورود خانم یكی از مردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه! زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدر فس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایه ی لعنتی شما تا كی میخواد روی زندگی ما بمونه؟! حوالی سال 1530 ه.ش: رادیوی سراسری، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخبار دنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس، دقایقی قبل سایه ی آخرین نمونه ی بازمانده از جنس مرد از روی كره ی زمین محو شد! پس از پایان عمر این موجود از گونه ی مردها، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وب پیج های تاریخی و باستان شناسی می توانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ! |
میلائو گفتگوی بین طبیعت و ساخته دست بشر است. "نورمن فاستر"
ارتفاع این پل از کف دره تارن به 270 متر می رسد و حدود 50/2 کیلومتر طول دارد و برای ساخت آن بیش از 36000 تن فولاد بکار رفته و همچنین طول اجزاء نوارنگهدارنده آن (کابلهای حمایت کننده) حدود 1000 کیلومتر است.
به طور متوسط روزانه 28000 دستگاه خودرو از روی پل تردد می کنند که در نوع خود رقم قابل توجهی محسوب می گردد.دو هدف عمده از ساخت این پل یکی کاهش بار ترافیک منطقه (بخصوص در فصل تعطیلات تابستان) و دیگری گشایش یک راه ارتباطی آسان میان شمال اروپا و جنوب آن (بویژه کشورهای فرانسه و اسپانیا) می باشد.لازم به توضیح است که تا پیش از سال 2005 که این پل توسط ژاک شیراک (رئیس جمهور وقت فرانسه)افتتاح شد، مقام بلندترین پل جهان از آن پل گلدن گیت سانفرانسیسکو بود(پلی که بر روی خلیج سانفرانسیسکو واقع در کالیفرنیایی آمریکا احداث شده است).
این پل برای خلاصی شهر زیبای میلائو (Millau)
در قرون وسطی شهر یک پل قدیمی داشت با ۱۷دهانه که از روی رودخانه تارن عبور می کرد.اگر این پل تاکنون به جای می ماند بی شکیکی از بناهای یادبود گذشته بود.اما به دلیل عدم نگهداری خوب از پل در قرن ۱۸میلادی یکی از دهانه های پل خراب شده و پس ار آن بیشتر پل ویران شد و فقط یکی ازدهانه ها باقی ماند.این مسیر یکی از راههای اصلی جنوب به شمال فرانسه از دورهرنسانس تا به حال است.






