تبليغاتX
اقتصاد بازرگانی چمران ورودی 86
اقتصاد بازرگانی چمران ورودی 86
Commercial Economic 86 of Chamran University
.........
نوشته شده در تاريخ سی و یکم شهریور 1388 توسط ش.نعمتی |
آدم ها غلب نامعقول ، غیر منطقی و خودخواه اند ، بهرحال آنها را ببخش.اگر مهربانی کنی شاید تو را متهم به داشتن اهداف پنهانی و سود شخصی کنند ، بهرحال مهربان باش.اگر موفق شوی ، دوستانی متملق و دشمنانی سخت خواهی داشت ، بهرحال موفق باش.اگر درست کار و راستگو باشی ممکن است سرت کلاه برود ، بهرحال راستگو و درستکار باش.آنچه را سالها زحمت کشیدی و ساختی ممکن است دیگری به ناگهان از بین ببرد ، بهرحال سازنده باش.اگر به آرامش و شادی دست یافتی ممکن است به تو حسادت کنند ، بهرحال آرام و شاد باش.نیکی امروز را احتمالاً فراموش خواهند کرد ، بهرحال نیکو کار باش.بهترین وجودت را به دنیا هدیه کن شاید باز هم کافی نباشد ، بهرحال بهترین سعی خود را بکن .

خوب می دانی که آخر سر ، همه چیز بین تو و خداست ، بهرحال بین تو و دیگری نبوده است .

مادر ترزا

نوشته شده در تاريخ بیستم شهریور 1388 توسط ط.ظاهری |

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

 خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه

دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی

روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان  

آه را تا ملکوتش برسانیم کمی

عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما

بر سر عهد وفادار بمانیم کمی

پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا

رمضان است به آتش بکشانیم کمی

نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان

بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی

بنشانیم نهالی به امید ثمری 

چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی

و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث " 

ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی

 

امشب شب قدر است...شب قبول شدن دعاها... شب پذیرفته شدن توبه...شب رقم خوردن یک سال آینده...شبی که باید قدرش را بدانیم...وازش بهره ببریم

 التماس دعای فراوان

شب قدر، گسترده ترين سفره بخشايش و پر نعمت ترين خوان رحمت خداست.
در اين شب روبروی آيينه دل
بنشینیم و چهره جان را با اشک توبه، از غبار تن پاک کنیم و یا دست دعا، رخ در سحر آمرزش بشوییم

 

 

نوشته شده در تاريخ هجدهم شهریور 1388 توسط م.بی باک |
من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف!

من زمین خورده‌ی جعبه ی سیاتم،توپولف!

کشته‌ی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!

مرده‌ی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!

قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!

یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!

من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوس

می‌پری پر می زنی روی هوا عین خروس!

بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز لوس-

بدگِلا چش ندارن ببیننت، خوشگل روس!

قربون چشات برم، محــو نیگاتم ، توپولف

یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!

مـــا رو می‌بری نقـــاط دیدنی وقت فرود

گاهی وقتا سر کـــــوه و گاهی وقتا ته رود

می فرستن همه تا سه روز به روحمون درود

می خونه مجری سیما واسمون شعر و سرود

چرا ماتم می گیرن ، مبهوت و ماتم توپولف!

یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!

وقتی عشقت می‌کشه گاهی با کلّه می شینی

به جـــــای باند فرود، توی محلّه می شینی

یا می‌ری تــــوی ده و رو سر گلّه می شینی

زودی مشهور می‌شی، رو جلد مجلّه می شینی

پی گیرعکســــــا و تیتر خبراتم توپولف!

یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!

می خوام از خدا که یک لحظه نشم از تو جدا

چونکه وقتی باهاتم هی می کنم یـــــاد خدا

بدون نذر و نیـــاز بــــــا تو پریدن ، ابدا!

می کنم بعد فرود تمــــوم نذرامـــــو ادا

واســه جنّت بلیتت گشتــــه براتم، توپولف!

یه کلـــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!

تو که هی رفیقــــای ایرونیتو یاد می کنی

کی میگه تــــو انبارای روسیه باد می کنی؟

ما رو پیک نیک می بری، سقوط آزاد می کنی

خدا شــــادت بکنه ، روحمونو شاد میکنی

بری تا اون سر اون دونیا(!) باهاتم، توپولف!

یه کلــوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!

نوشته شده در تاريخ هفدهم شهریور 1388 توسط محمد حسین بهروزی |

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت .در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت !!
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد؟
مشتري پرسيد چرا؟

آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني .مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت .به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد ُ
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت: مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!!!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم ؟
مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند.
آرایشگر گفت:آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند .
مشتري گفت :دقيقا همين است.
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد
.
نوشته شده در تاريخ ششم شهریور 1388 توسط ش.نعمتی |
سلام دوستان

می خوام لینک یک برنامه ی خوب رو بذارم براتون

هلال احسان

این برنامه مخصوص موبایل طراحی شده و به گوشی های سونی اریکسون و نوکیا و برخی گوشی های سامسونگ می خوره

این با نصب این برنامه تما دعا های ماه مبارک رماضن .... تمام اعمال ماه مبارک رمضا به طور دقیق و روز به روز .... اوقات شرعی تمام مارکز استان ها به طور دقیق ... زیارات عاشورا .. ولی کلی امکانات دیگه رو به گوشیتون اضافه می کنید .. با نضب این برنامه دیگه حتی نیاز نیست برای مطلع شدن از وقت اذان کاری به تولزین و رادیو داشته باشید .. چون این برنامه با توجه به شهری که در اون هستید خودش سر موقع اذان هم میگه

http://www.persianmob.net/download.php?filename=saeed/88.5.21/Helal_java-[PersianMob.net].zip

نوشته شده در تاريخ ششم شهریور 1388 توسط محمد حسین بهروزی |

 

افسانه جومونگ

شبكه یك فیلم هندی می‌دهد، شبكه دو فیلم چینی، شبكه سه فوتبال لیگ برتر اروپا، شبكه چهار تاریخ جنگ جهانی دوم را بررسی می‌كند،شبكه پنج فیلم سینمایی«تروی»و شبكه شش هم درحال تحلیل مسئله تهاجم فرهنگی در كشورهای جهان سوم است.

فكر می‌كنم هیچ كشور در جهان پیدا نمی‌شود كه مانند ایران دارای تمدن و فرهنگ و ادبیات كهن و غنی باشد؛ اما مردمش با فرهنگ كشورهای دیگر بیشتر آشنا هستند. این حرف‌ها تكراری است و من این را می‌دانم‌، اما گاهی لازم است آنقدر این حرف تكراری را تكرار كرد تا یادمان نرود كه كی هستیم و باید چه كسی باشیم!

امروز اگر از كودك‌ و نوجوان و حتی جوان ایرانی پرسیده شود دوست داری "رستم" باشی یا "سهراب" می‌گوید:"آكلیلیس" یا"جومونگ".

امروز اگر از كودك‌ و نوجوان و حتی جوان ایرانی پرسیده شود دوست داری "رستم" باشی یا "سهراب" می‌گوید:"آكلیلیس" یا"جومونگ". و دختران ایرانی هم یا دوست دارند "اوشین" باشند یا بانوی اول دربار "یانگُم". اما چندنفر از دختران ایرانی "گردآفرید" را می‌شناسند. چند زن وجود دارد كه بداند زنان در ساخت «تخت‌جمشید» چقدر سهم داشته‌اند،و در این كاخ بزرگ گاهی به‌ عنوان مسوول و سركارگر فعالیت كرده‌اند. چند زن ایرانی وجود دارد كه بداند زنان در ایران باستان استاد آشپزی و متخصص شناخت گیاهان دارویی بوده‌اند.اصلا زنان و مردان امروز ایران چقدر از آداب و رسوم گذشته‌ی خود آگاه هستند. تحقیق و به‌دست آوردن ‌آمار در این زمینه ‌هیچ چیز جز شرمندگی برای ایرانیان نخواهد داشت. اگر این شرمندگی دو دلیل داشته‌باشد،نباید شك كرد كه یكی‌ از آنها صدا و سیمای ایران است! ‌برای‌پی‌بردن به ‌این نكته بدون ‌ذكر مثال و نمونه و نام ‌و نسبت، تنها كافی است یك هفته پای برنامه‌های تلوزیون بنشینید تا متوجه‌ی این نكته شوید.

یانگوم

در این زمان شاهد خواهید بود كه زنان هندی‌ و چینی و ژاپنی، كره‌ای و غیره با چه شجاعت و حوصله‌ای زندگی خود را از هفت‌خوانِ به‌سلامت عبور می‌دهند؛ و شما خواهید دیدكه جنگجویان یونانی و رومی، چینی و كره‌ای با چه دلاوری از خاك‌ سرزمین ‌خود دفاع می‌كنند. آن‌هم یونان و روم كه بخشی از فرهنك خود را از ایران دارند. یونان و روم كه بخش زیادی از راه و روش‌های جنگی را از ایرانیان آموخته‌اند. اما در این هفته شما هیچ كارتون یا سریال یا فیلمی را نخواهید دید كه به شما بگوید زنان مردان و كودكان در ایران باستان چگونه زیسته‌اند و چه كشیده‌اند كه همین خاك و فرهنگ حال حاضر به ما رسیده است. هیچ برنامه‌ای نخواهید دید كه نامی از شاعران و نویسندگان و ادبیات ایران باستان داشته باشد و بگوید كه شعر دوره مانویان به گونه‌ای شعر آزاد و سپید است و این یعنی ما پیش از اروپاییان شعر سپید داشته‌ایم.

حقیقت در این است كه ما در كنار كوه ایستاده‌ایم،بی آنكه از بزرگی و عظمت آن باخبر باشیم داریم باحسرت به قله‌های كوچك همسایه افتخار می‌كنیم.دست ‌اندركاران ‌صداوسیمای ایران در حالی به دوبله و پخش فیلم‌هایی چون «گادیاتور»،«تروی» و «افسانه جومونگ» دل‌خوش‌اند كه كشورهای دیگر در حال ساختن فیلم درباره ایران باستان ، فرهنگ و تمدن آن دوره‌ و ثبت به نام خودشان هستند. در این‌باره نگاهی به فیلم‌های ساخت روسیه و كشورهای تازه استقلال یافته و نمونه‌هایی كه در آمریكا و اروپا ساخته می‌شود، كوتاهی این نهاد دولتی را نشان می‌دهد!

 دختران ایرانی هم یا دوست دارند "اوشین" باشند یا بانوی اول دربار "یانگُم". اما چندنفر از دختران ایرانی "گردآفرید" را می‌شناسند. چند زن وجود دارد كه بداند زنان در ساخت «تخت‌جمشید» چقدر سهم داشته‌اند،و در این كاخ بزرگ گاهی به‌ عنوان مسوول و سركارگر فعالیت كرده‌اند.

البته از سویی با دیدن فیلم «رستم و اسفندیار» و «یوسف و زلیخا» انسان به خودش می‌گوید، همان بهتر كه صدا و سیمای ایران از ساختن فیلم در مورد ایران باستان خود‌داری كند. جنگ رستم و اسفندیار یكی از زیباترین و بزرگ‌ترین منظومه‌های حماسی جهان و به اعتقاد برخی بهترین است. اما با آنچه كه در تلویزیون ایران دیده شد، جز یك داستان سست با بازی‌های سطحی و احساسی چیزی به نمایش در نیامد. حالا در مقابل نگاه كنید به تروی یا گلادیاتور كه به هیچ عنوان از نظر حماسه و داستان در اندازه‌های رستم و اسفندیار در شاهنامه فردوسی نیستند. اما همین داستان‌های معمولی را چنان ساخته‌اند كه مخاطب ایرانی با خود می‌گوید، كاش ما در تاریخ خودمان قهرمانانی با این شجاعت داشتیم.

هیچ چیز بدتر از این نیست كه داشته‌های بزرگ خودت را به فراموشی بسپاری یا به خیال خودت به خاطر خوشایند بعضی‌ها آنها را از تاریخ معاصر ایران حذف كنی، در حالی كه دنیا آنها را می‌شناسند و به آنها با دید‌ه‌ی احترام نگاه می‌كند. هیچ چیز بدتر از این نیست كه تمام قهرمانان مرد و زن یك سرزمین غریبه‌ها باشند و قهرمانان باستانی سرزمینت در خاك خود غریبه!....

چند زن ایرانی وجود دارد كه بداند زنان در ایران باستان استاد آشپزی و متخصص شناخت گیاهان دارویی بوده‌اند.اصلا زنان و مردان امروز ایران چقدر از آداب و رسوم گذشته‌ی خود آگاه هستند. تحقیق و به‌دست آوردن ‌آمار در این زمینه ‌هیچ چیز جز شرمندگی برای ایرانیان نخواهد داشت.

باید گفت:ایران امپراتوری فراموش شده‌ای است كه این روزها خود زنی فرهنگی ناشیانه در تلویزیون آن حال آدم را بد می کنه!

در پایان اعتراف می‌كنم كه این حرف‌ها چیزه تازه‌ای نیست و بسیاری آنها را می دانند و بسیاری نیز گفته‌اند، اما فكر می‌كنم بعضی مسایل تكرارش مانند باران مداوم برای یك سرزمین نیاز است.

نوشته شده در تاريخ سوم شهریور 1388 توسط محمد حسین بهروزی |
اینم یه جورشه دیگه...... نکنه شماااهااا هم ........

نه نه . من شک ندارم که همکلاسیااااااام اینجوری نیستن... مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در تاريخ دوم شهریور 1388 توسط ش.نعمتی |
Blog Skin