تبليغاتX
اقتصاد بازرگانی چمران ورودی 86
اقتصاد بازرگانی چمران ورودی 86
Commercial Economic 86 of Chamran University

شاه عباس از وزیر خود پرسید:"امسال اوضاع اقتصادی كشور چگونه است؟"
وزیر گفت:"الحمدالله به گونه ای است كه تمام پینه دوزان توانستند به زیارت كعبه روند!"

شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست كفاشان به مكه می رفتند نه پینه دوزان، چون مردم نمی توانند كفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند، بررسی كن و علت آن را پیدا نما تا كار را اصلاح كنیم."

نوشته شده در تاريخ هفتم مهر 1388 توسط ش.نعمتی |
 سلااااااااااااااااااام...

راستش یهویی زد به سرم  این پست و بزارم که قبل شرو شدن ترم جدید دوستان بدون هیچ رودربایستی اگه انتقادی یا پیشنهادی (البته از نوع سازندش) واسه بهتر شدن جو کلاااااااااااااااس  دارن بیان و راحت بگن...  خودمونیم دیگه حال و هوای کلاسمون خیلی سردددددده (البته نه از نظر درجه دما) ... بیاین یه قولی بدیم که خداوکیلی این ترم با همدیگه مهربونتر باشیم.... 

پس بسم ا...  

نوشته شده در تاريخ پنجم مهر 1388 توسط ش.نعمتی |
.........
نوشته شده در تاريخ سی و یکم شهریور 1388 توسط ش.نعمتی |

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت .در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت !!
آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد؟
مشتري پرسيد چرا؟

آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروی و ببيني .مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟
مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت .به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد ُ
مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت: مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند!!!
مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم ؟
مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند.
آرایشگر گفت:آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند .
مشتري گفت :دقيقا همين است.
خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!
براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد
.
نوشته شده در تاريخ ششم شهریور 1388 توسط ش.نعمتی |
اینم یه جورشه دیگه...... نکنه شماااهااا هم ........

نه نه . من شک ندارم که همکلاسیااااااام اینجوری نیستن... مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در تاريخ دوم شهریور 1388 توسط ش.نعمتی |

سلااااااااااام... پیشاپیش حلول ماه پر خیر و برکت رمضان رو به شما همکلاسیای عزیزززززم تبریک می گم... ماهي سرشار از برکت و رحمت و عبادت هاي پذيرفته شده
براتون آرزومندم...

 

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا

نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پله از سلسله ديو دعا كرد مرا

فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا

زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا

هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

 

نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم مرداد 1388 توسط ش.نعمتی |
سالها پیش از این

زیر یک سنگ گوشه ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم همین

یک کمی خاک که دعایش

پر زدن آن سوی پرده آسمان بود

آرزویش همیشه

دیدن آخرین قله ی کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه ای خاک برداشت

آسمان را درآن کاشت

خاک را

توی دست خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی

من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات

این همه از خدا دور هستم ...

 

نوشته شده در تاريخ هجدهم مرداد 1388 توسط ش.نعمتی |

سلااااااام..... مطلب پایین از مجله موفقیت شماره 170 گرفته شده، برا من جالب بود، دوست نداشتم تنها تنها مصرفش کنم.....

 

   اگر "می کاشتی" نمی گفتی "ای کاشکی"!

  برای رسیدن به "جای خوش" نباید "جاخوش" کرد!

  اهل "تصمیم" باش شرایط آماده "تسلیم"است!

  با "سرعت و دقت" می توان "مدال سبقت" گرفت!

  حرکت کن "شاید ببازی" حرکت نکنی "حتما می بازی"!

  کسی که "دست به سیاه و سفید" نمی زند "شطرنج باز" خوبی نیست!

  از دیگران "یاد کن" تا "یاد بگیری"!

  "عقده" خود کم انگاری. "غده" بدخیمی است!

  باید خود را "زیر سؤال" برد تا موفقیت "جواب" دهد!

  تنها "شباهت" انسان ها این است که هر کس "شناسنامه خود را" دارد!

  "شکست" خوردی "شکسته" نباشی!

  "از جا کن" تا "از جا کنده نشوی"!

  با "تعلل" تصمیم بگیر تا با "تعجیل" تسلیم نشوی!

  "هدف را از "هوس" تمیز دهیم!

  شاید "نبردیم" ولی هنوز "نمردیم"!

  اگر دیگران را "همراه " ساختی، مسیر را "هموار" ساختی!

  برای "پیشرفت" باید مدام "پیش رفت!

 

   

نوشته شده در تاريخ ششم مرداد 1388 توسط ش.نعمتی |
عیدتوون مبارررک...

 

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید.

این عید فراموش نشدنی و روز خجسته بر شما فرخنده باد..........

 عیدتوننننننننن مبارکککککککککککک

برای دیدن عکس در ساز بزرگ و کیف بالا بر روی ان کلیک کنید ...

 

نوشته شده در تاريخ بیست و هشتم تیر 1388 توسط ش.نعمتی |
Blog Skin