از جمله برنامههايي كه نويد اجراي آن براي پيشرفت اقتصادي - اجتماعي كشور و نيل به عدالت اقتصادي و اجتماعي داده شده، طرح تحول اقتصادي است كه رييسجمهور در جلساتي، آن را با اقتصاددانان كشور در ميان گذاشته است. در واقع بايد گفت، تحقق اهدافي نظير آنچه در اين بحث و گفتوگوها به كّرات از آن ياد شده، از جمله آمال و آرزوهاي همه مردم ايران و از شعارهاي والاي انقلاب اسلامي ايران بوده است.
اين برنامهها و اجراي آن، اميدبخش اقشار مختلف مردم، به ويژه محرومان و آسيبپذيران است، كه ميتوان آنها را به ترتيب زير مورد بررسي قرار داد:
معضل بيكاري
رفع و يا كاهش بيكاري كه از ساليان دور دامنگير جوانان كشور شده است، يكي از مهمترين برنامههاي دولت ميباشد. در واقع بايد گفت: اين بيماري اقتصادي كه بيش از 20 سال، با نرخي دو رقمي، بر اقتصاد كشور سايه افكنده، ناشي از يك سلسله عواملي است كه در راCس آن، ميتوان عدم سرمايهگذاري صاحبان سرمايه را در كشور نام برد. ايجاد اشتغال، نياز به حجم بالاي سرمايهگذاري دارد، ولي آنان كه سرمايه دارند و ميتوانند زمينه اشتغال را در كشور فراهم سازند، علاقهاي بدين امر ندارند و در پي آن هستند كه سرمايه خود را در راهي غير از توليد به كار اندازند. اين تفكر نيز ناشي از عواملي است كه در جامعه وجود دارد. در بسياري از سازمانها و مؤسسات كه به نوعي با كارفرمايان سروكار دارند، سعي بر آن است كه به نحوي موجبات نارضايتي آنان را فراهم آورند. مراجعي كه به رفع اختلاف و حل مشكلات دو طرف ميپردازند، به ندرت ممكن است توجهي به منافع سرمايه و سرمايهدار و نقش عظيمي كه اين قشر در پيشرفت جامعه دارند، كنند. از جمله اين سازمانها، ميتوان به وزارت كار و امور اجتماعي، سازمان تأمين اجتماعي، ادارات مالياتي، شهرداري و امثال آن اشاره كرد. نكته ديگر، وجود قوانين و مقرراتي است كه از آغاز، به همه مسايل يكسويه نگريسته و تنها منافع قشر معيني را در نظر گرفته است. اين قوانين، عمدتاً ناظر بر واحدهاي توليدي - صنعتي، تنظيم روابط كار و ايجاد نظم در محيط كار و فعاليت و امثال آن است كه در تمامي اين موارد، همچنان كه گفته شد، منافع قشري معين مورد توجه است. البته رعايت قشر آسيبپذير و محروم، امري است كه از هر لحاظ مقرون به صواب است، ولي نه تا آن حد كه موجب ضرر و زيان آن قشر گردد، ما امروز ملاحظه ميكنيم كه همين قوانين و مقررات، به مانعي در راه سرمايهگذاري و ايجاد اشتغال تبديل شده و در نتيجه موجب طولانيتر شدن صف بيكاران گرديده است. بنابراين، استقبال از سرمايهگذاران و فرهنگسازي لازم بدين منظور و اصلاح قوانين و مقررات ناظر بر اين امور، ميتواند مانع گسترش بيكاري گردد.
تورم
اين بيماري ناشي از وجود سرمايه در دست مردم و بازار، بدون افزايش توليد است. به عبارت ديگر، هرگاه همزمان با رشد ميزان نقدينگي در بازار، توليد نيز رشد كند و ميزان كالاها و محصولات توليدي افزايش يابد، اين دو جذب يكديگر ميشوند و افزايش قيمت، خودنمايي نخواهد كرد. در كشور ما، درآمد ناشي از نفت، بدون آن كه توليدي وجود داشته باشد، عامل اصلي تورم است، زيرا محصول و كالايي وجود ندارد كه در قبال اين افزايش سرمايه، به فروش رود و نقدينگيهاي موجود در بازار جذب شوند. بنابراين بايد سعي شود كه اين سرمايه، يعني درآمدهاي ناشي از نفت، در راه ديگري به جز از طريق بودجه كشور مصرف گردد. برنامهريزيهاي زيربنايي به منظور بهبود زيرساختهاي اقتصادي كشور، يكي از طرقي است كه ميتواند تورم را مهار كند. برنامه نظم بخشيدن به رشد اقتصادي كشور براي سامانبخشي اقتصاد، از جمله برنامههاي تحول اقتصادي است و موفقيت در اين زمينه، ميتواند رشد اقتصادي كشور را به نحو قابل ملاحظهاي افزايش بخشد. در واقع، بايد گفت كه كشور ما از امكانات بالقوه و بالفعل فراواني برخوردار است و جاي آن دارد كه رشد اقتصادي سالانه ما، همپاي ديگر كشورهاي پيشرفته جهان پيش رود، ولي عملاً ملاحظه ميگردد كه چنين نيست و عليرغم سرمايههايي كه دولت در رشتههاي مختلف اقتصادي به ويژه صنعت مصرف مينمايد، نتيجه مطلوب حاصل نشده و نرخ رشد اقتصادي همواره در نوسان بوده است، به ويژه رشد بخشهاي مختلف اقتصادي نظير صنعت، كشاورزي و خدمات از رشد منظمي برخوردار نبوده است. دراين چارچوب، بايد گفت كه از يك سو، قوانين و مقرارت و از سوي ديگر، سرمايهگذاريهاي لازم، در تنظيم برنامههايي جهت نيل به رشدي متوازن، ضروري است و تنها در سايه اين قبيل اقدامات و برنامهريزيها و سرمايهگذاريها است كه ميتوان به رشدي منظم در رشتههاي مختلف اقتصادي، مطمئن گرديد.
بهرهوري
افزايش بهرهوري، از ديگر برنامههايي است كه نياز به يك رشته مقدمات دارد. در واقع، در مقام قياس ميزان بهرهوري در كشور ما و ديگر كشورهاي منطقه، بايد اذعان كرد كه بهرهوري در كشور ما، نامتوازن بوده است.
بهرهوري از ديدگاه اقتصاددانان، عبارت است از استفاده بهينه از ابزار توليد براي نيل به توليد بيشتر. بدين ترتيب، افزايش سرمايه و بهبود كيفيت تكنولوژي و استفاده از نيروي انساني كارآمدتر و بيشتر كه موجب افزايش توليد شود، با بهرهوري سر و كار ندارد، بلكه همان طور كه گفته شد، روش برنامهريزي، تنظيم بهينه ابزار و لوازم كار، استفاده درست و بجا از تخصص و مهارت كارگران و وجود مقرراتي در جهت تسهيل همكاري كارگر و كارفرما، مجموعاً موجب افزايش بهرهوري ميگردد.
ماليات
بهبود نظام مالياتي، يكي ديگر از برنامههايي است كه در جهت رفع مشكلات اقتصادي كشور انجام ميپذيرد. در واقع، بايد گفت: عليرغم اصلاح قانون مالياتها در سال 80 كه مدتي از زمان تصويب آن گذشته و انجام اصلاحاتي را در آن ايجاب كرده، قانون مالياتها همچنان با مشكلاتي روبهرو است. بدين معني كه دريافت مالياتها متوازن نبوده و در عين حال منطقي نيست. همچنين، آنان كه درآمدهاي اندكي دارند، مانند مزد و حقوق بگيران، بيشتر در معرض پرداخت ماليات هستند تا كساني كه درآمدهاي بسياري دارند. اين افراد به انحاي مختلف از پرداخت ماليات طفره ميروند و مقررات مالياتي چنان روشن و شفاف نيست كه بتواند ماليات لازم را از آنان دريافت دارد. همين مسأله سبب گرديده كه ميزان ماليات دريافتي كه پاسخگوي واقعي هزينههاي دولت است، به هيچ وجه كافي نباشد، لذا دولت مجبور است، بيشتر از درآمد نفت كه منبعي تورمزا بوده و موجب مشكلات ديگري ميگردد، استفاده كند.
يارانه
بحث يارانهها كه تاكنون هدفمند نبوده و عليرغم نظر دولتها مبني بر استفاده از يارانهها براي كمك به اقشار محروم و آسيبپذير، عمدتاً اقشار ديگري از اين يارانهها بهره بردهاند، محور ديگري از طرح تحول اقتصادي دولت است. دولت براي سوخت، انرژي، برق، آب، گندم، برنج و ديگر كالاها يارانه ميپردازد تا بدين ترتيب به طبقات كمدرآمد كمك شود، ولي عملاً اقشار مرفه و به اصطلاح دهكهاي بالا از اين كمكها، به ويژه در انرژي، برق و آب بهرهمند ميشوند و بخش اعظم 90 هزار ميليارد تومان يارانه، نصيب اين گروهها ميشود كه براي رفع اين نابرابريها، نياز به اصلاح قوانين و مقررات موجود و يا تنظيم و تصويب قوانين جديد است. از جمله قوانيني كه بايد در اين رهگذر مورد توجه قرار گيرد، قانون كار، قانون تأمين اجتماعي، قانون مالياتها و قوانين بانكها ميباشد.
متأسفانه در بحث و بررسي مربوط به برنامهها، تنها به اقداماتي كه انجام يافته و منجر به نتيجه ملموسي نشده، اشاره گرديده و به اصلاحاتي كه بايد در قوانين و مقررات انجام پذيرد، توجهي نشده است، حال آن كه ضرورت، ايجاب ميكند كه در قوانين موجود اصلاحاتي به عمل آيد و يا قوانين جديدي تنظيم و تصويب گردد.
حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصميمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار مي گذارد.
شخصي است که در جهان هتلداري چهره اي موفق است و از معدود ايرانياني است که توانسته خود را در ميان هتلداران جهان مطرح کند . وي داراي بيش از 5000 تخت در جزاير قناري اسپانيا و چندين هتل و پارك مدرن در ايران است.
او مهندس حسين ثابت است.

متولد مشهد . نمي تواني سنش را حدس بزني . يک پارچه انرژي است با حافظه اي قوي . شعر بلند عقاب دکتر خانلري را با شور و احساسي ميهن پرستانه مي خواند . در مشهد درس خوانده . نهج البلاغه را خوب مي شناسد . از قرآن نمونه مي دهد و به شش زبان زنده دنيا حرف مي زند . او يک ايراني مسلمان است که به ذره ذره اين خاک اهورايي عشق مي ورزد ..
اتاقش جمع و جور است و مثل تمامي هتل بزرگ داريوش روح ايراني به وسيله ، نقش برجسته ها و تصاوير هخامنشي موج مي زند . حسين ثابت شعر مي خواند . از عرفان مي گويد و از ايران .
حسين ثابت ابتدا اقدام به ساخت هتل بزرگ داريوش نمود (اين هتل مجلل ترين هتل کشور است)

سوئيت هاي ان در زمان هاي عادي سال هر شب 400 هزار تومان و در ايام عيد نوروز و .. تا 700 – 800 هزار تومان هر شب اجاره داده ميشود.

وي پس از ان اقدام به ساخت پارک دلفين ها و پارک شيرها و چندين پروژه تفريحي ديگر در کيش نمود.
پس از مدت يکسال از فعاليت پروژه هايش تصميم گرفت تنها هتل دار کيش شود و اقدام به خريد 6 هتل آماده ديگر کرد با قيمت هاي تقريبي هر هتل 8 -9 ميليارد تومان به بالا
البته برخي هتل داران زير بار اين کار نرفته و وي نتوانست به اين آرزوي خود برسد.
حسين ثابت در اين زمان موفق شد چند هتل نيز در جزاير قناري اسپانيا تاسيس کند و هم اکنون نيز بزرگترين شرکت هتل داري اسپانيا را صاحب است و خود وي نيز در يکي از دو جزيره اختصاصي خود در اسپانيا زندگي مي کند.
مي پرسم: آقاي ثابت هتل داريوش با اين همه مجسمه ، نقش برجسته و تصاوير بزرگ و کوچک ، تخت جمشيد کوچک و مدرني است در دل آبهاي خليج فارس. در اين هتل دو مورد مد نظر بوده يکي مساله اقتصاد و ديگري مطرح کردن فرهنگ و هنر ايراني . من با اقتصادش کاري ندارم اما قسمت دوم را نمي دانم که "ثابت" در مطرح کردن هويت ايراني ، سياسي کار است يا عاشق ؟
ثابت : همانطور که خودتان گفتيد ساختن هتل دو وجه دارد . يکي سرمايه گزاري و بازدهي آن و ديگري هويت بخشي به يک فرهنگ است . فرهنگ ايراني ..
مي پرسم: ثابت عاشق ايران است يا ديدگاه سياسي دارد. که البته هر دو به يک سرچشمه بر مي گردد . جنبه سياسي و عشقي به يک فرهنگ ؟
ثابت: او دفترچه راهنما ي هتل داريوش را که عکسي از 21 سالگي اش را در تخت جمشيد در صفحه اول چاپ شده نشان مي دهد و شعري مي خواند، ميگويد : عشق . عشق ناممکن را ممکن مي سازد . من در 21 سالگي گفتم روزي تخت جمشيد را مي سازم . امروز آن را در قالب يک هتل ساخته ام که يک مقام عالي رتبه اسپانيا مي آيد و مقابل آن فرهنگ زانو مي زند و آن را ستايش مي کند.
ثابت براي اثبات حرفش از گنجينه شعر فارسي به خوبي استفاده مي کند . بيشتر نمونه هايي که مي دهد عاشقانه و اجتماعي است ..
مي پرسم: شما که در خارج ايران آدم موفقي هستند چرا پس از موفقيت به ايران توجه کرديد ؟
ثابت: هشت سال جنگ را ما نبوديم . جوانان ما جنگيدند و نگذاشتند حتي يک سانتي متر از مملکت از دست برود . ما چه کار کرديم ؟ من امروز آمده ام براي خدمت به ايران ، به فرهنگ ايراني ، به فرهنگ اسلامي . انتظاري هم ندارم . نمي خواهم حتي يک دسته گل براي من بياوريد . من مي خواهم همانطور که جوانان ، ايران را نگاه داشتند من هويت ايران را به جهان بشناسانم . من کلکسيوني شامل 30،000 پروانه که برخي از آنها نسلشان منقرض شده براي ايران خريده ام که مي دانم تا سيصد سال ديگر هم سرمايه اوليه اش بر نمي گردد ، اما اين پروانه ها در يک موزه مي تواند انگيزه اي باشد براي جلب توريست . من حاظرم اين مجموعه ي بي نظير را به ايران تقديم کنم اما در جايي که با اين رنگ ها ، دانش ، نوع زندگي و ارزش آن ها همامنگي داشته باشد.
مي پرسم : من مي خواستم بپرسم آيا شما تنها از طريق هتل و هتلداري مي خواهيد به هويت بخشي و گسترس آن بپردازيد يا برنامه هاي ديگري هم داريد ؟
ثابت: نه . فقط به هتل و هتلداري فکر نمي کنم . شما مي بينيد که در کيش کنار 7 هتل مطرح و مدرن پارک دلفين ها را ساخته ام . پارکي با وسعت 640000 متر مربع که براي اولين بار در خاورميانه ساخته شده با مجموعه اي از پرندگان و گياهان ناياب دنيا و نمايش دلفين هايي که مربيان ايراني دارند، يا در همين رابطه براي نمايش هزاران پرنده از گونه هاي مختلف بزرگترين قفس دنيا را به ابعاد ( 550 * 400 متر ) مطابق با محيط زيست طبيعي زندگي اشان ساخته ايم . اين مجموعه ديدني از طرف ديگر 2 تا 3 درجه دماي جزيره را پايين آورده است .
مي پرسم: آقاي ثابت من بر مي گردم روي هويت ايراني که شما بيشتر به آن پرداخته ايد و آن فرهنگ و هنر قبل از اسلام است . براي بعد از اسلام چکار کرديد ؟
ثابت : اسلام يک دين برتر است . من نهج البلاغه را حفظ هستم . نهج البلاغه دنيايي از ادب ، فلسفه و ترتيب است . قرآن که جهاني ديگر دارد . ايران قبلا فرهنگ و هنر خودش را داشته و بعد اسلام را پذيزفته چون به فرامين و مقررات آن نيازمند بوده است . حضرت محمد (ص) هم انساني والا بوده که خداوند بر اساس توانايي هايش او را به پيامبري برگزيد . او به امر اقتصاد در کنار تعاليم ديني توجه داشت و حج توانست از همان آغاز تا امروز وضعيت مادي و اقتصادي مکه و در نتيجه عربستان را بهبود بخشد . اما ما در ايران تفکر اسلامي را مثلا در مورد زيارت امام رضا انجام نداديم. اسلام از اشخاص دعوت مي کند که به حج بيايند که استطاعت مادي داشته باشند و در نتيجه پول خرج کنند . در حالي که ما زيارت امام رضا را حج فقرا مي ناميم و رويش تبليغ مي کنيم ..
مي پرسم: چرا شما که مشهدي هستيد برنامه هايي براي مشهد نداريد ؟
ثابت: داشتم و دارم . از سالهاي گذشته سعي داشتم کار بزرگي در مشهد انجام دهم . اما برنامه هايم بنا به دلايلي مورد تصويب قرار نگرفت . امروز هم براي فردوسي برنامه دارم . همين امروز با يک آلماني معدن شناس قرار ملاقات دارم تا بزرگترين سنگ را به مشهد حمل کنيم ، براي ساختن مجسمه فردوسي ، کسي که زبان و هويت ايراني را زنده نگاه داشت . اميدوارم بتوانم برنامه هايم را براي فردوسي به پايان برسانم و مسئولين در اين امر کمک کنند .
مي پرسم: ميانه شما با روزنامه نگاران چگونه است ؟
ثابت: من 700 صفحه خاطره دارم . در آلمان که درس مي خواندم براي گذران زندگي روزنامه مي فروختم ولي بعد همان روزنامه را خريدم . از روزنامه نگاري اطلاعي نداشتم . منتقدان من اين را مطرح کردند . من بهترين مفسران وخبره هاي هر بخشي را دور هم جمع کردم و از آنها آموختم و تجربه کسب کردم . اعتقاد دارم تجربه از علم و ثروت بالاتر است ..
مي پرسم: حرف آخرتان ؟
ثابت: وقتي با انگشت به طرف ديگري نشان مي رويد، توجه کنيد که سه انگشت خودتان را نشان مي دهد . اول بايد تکليف خودتان را مشخص کنيد . عمر دنيا کوتاه است . عشق آن نيست که غم بر در غمخواري برد .
اين را در سردر دفتر آلمانم نوشته ام : " حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصميمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار مي گذارد " برخي مي گويند خوب است آدم فقير باشد اما سالم باشد . اما من اعتقاد دارم آدم بايد هم سالم باشد و هم ثروتمند.

تعریف
به بهای پول وام گرفته شده نرخ بهره اطلاق می شود. هرگاه مبلغی پول برای مدت معینی به وام داده شود، مبلغی که در آینده وام گیرنده به وام دهنده می پردازد، بیش از مبلغ دریافتی اولیه خواهد بود. این پرداخت اضافی یا نرخ بهره را می توان به صورت نسبت مابه التفاوت مبلغ دریافتی و مبلغ بازپرداخت در پایان یک دوره معین به کل پول دریافتی بیان کرد. بدین ترتیب هرگاه 100 ریال به وام داده شود و در پایان سال 105 ریال دریافت گردد، نرخ بهره سالانه برابر خواهد بود با 5 درصد یا:05/0 = 100 / ( 100- 105)
معمولاً نرخ بهره برای یک سال محاسبه می شود و هرگاه مدت آن مشخص نشود منظور همان دوره سالانه است.
باید توجه داشت که در هر زمان نرخ های بهره گوناگونی می توان یافت که به انواع مختلف وام مانند وام سرمایه گذاری ثابت، وام مسکن، وام سرمایه در گردش، قروض کوتاه مدت یا بلند مدت دولتی و غیره مربوط می شود.
علت وجود این نرخ های متفاوت را باید در دلایل وجودی خود نرخ های بهره جستجو کرد. این دلایل عبارتند از:
- رجحان زمانی: مبلغ وام داده شده در حقیقت پس اندازی است که در اثر تعویق مصرف به وجود آمده است. هر اندازه تمایل به مصرف حال پول نسبت به مصرف آینده آن زیادتر باشد بدیهی است که مبلغ بیشتری باید برای تعویق مصرف پول پرداخت، یعنی نرخ بهره بیشتر خواهد بود.
- امکان غیر نقدینگی: وام دادن عموماً به معنای مبادله پول با یک دارایی غیر پولی مانند اوراق قرضه یا اسناد خزانه است که به عنوان یک وسیله پرداخت برای کالاها و خدمات مورد پذیرش همگانی نیست. هر گاه قبل از تاریخ سر رسید، نیاز وام دهنده به پول بیش از موجودی او باشد، ناچار باید یا دارایی غیر پولی خود را به پول تبدیل کند، یا دست به استقراض بزند. این تبدیل دارایی غیر نقدی به وجه نقد ممکن است با مشکلات، تاخیر و حتی زیان همراه باشد، و لذا معاوضه ی یک دارایی نقدی (یعنی پول) با دارایی دیگری که از نقدینگی کمتری برخوردار است می تواند در صورت نیاز وام دهنده به پول متضمن ریسک زیان برای او باشد. بنابراین در جریان وام دادن تقبل این ریسک باید جبران گردد، و همین است که ضرورت وجود نرخ بهره را ایجاب می کند.
- امکان نکول: ممکن است وام دهنده نسبت به باز پرداخت وام از سوی وام گیرنده مطمئن نباشد و وام در حقیقت نکول نشود. تقبل این ریسک نیز دلیل دیگری است برای وجود نرخ بهره، و میزان چنین ریسکی نیز به نوع وام پرداختی بستگی دارد.
- تورم: هرگاه تورم قیمت ها در اقتصاد وجود داشته باشد، ارزش واقعی مبلغ وام تا زمان سررسید به نسبت میزان تورم کاهش خواهد یافت. بدین ترتیب برای جبران خطر کاهش قدرت خرید پول وام دهنده، وجود نرخ بهره ضرورت می یابد.
عوامل بالا دلایل وجود نرخ بهره مثبت را بیان می کنند. نرخ بهره پرداختی برای هر نوع وام اساساً قیمت آن وام به شمار می رود؛ یعنی قیمتی که برای استفاده از پول پرداخت می شود.
بر این اساس اقتصاددانان تعیین نرخ بهره را بر پایه عرضه و تقاضا بیان کرده اند: تقاضا برای وام برای مصرف کنندگانی که قصد خرید اعتباری دارند و بنگاه هایی که در پی سرمایه گذاری هستند؛ و عرضه توسط صاحب پس اندازهایی که قصد وام دادن آن را دارند.
با تشکر از بچه های اقتصاد نظری
مالیات بر حسب تعریف سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) پرداختی است الزامی و بلاعوض. مالیات ممکن است به شخص، موسسه، دارایی و غیره تعلق گیرد. چنین تعریفی پرداخت های تامین اجتماعی را هم در بر می گیرد، حال آن که بر حسب مقررات و عرف مالیاتی ایران اصطلاح مالیات پرداخت های اخیر را شامل نمی گردد.
ادامه مطلب...
جان مینارد کینز:
![]()
کینز در ۵ ژوئن ۱۸۸۳ در انگلستان متولد شد. خانواده وی از طبقه متوسط جامعه محسوب میشدند. وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه به دانشگاه اتون راه یافت و از آنجا در سال ۱۹۰۲ به کالج سلطنتی کمبریج رفت. وی پس از اتمام تحصیلات خود در کمبریج، در اداره هندوستان وزارت دفاع انگلستان بهعنوان کارمند جزء مشغول به کار شد.
ادامه مطلب...
آدام اسمیت (۵ ژوئن ۱۷۲۳- ۱۷ ژوئیه ۱۷۹۰) فیلسوفی اسکاتلندی بود که از او به عنوان پیشروی اقتصاد سیاسی یاد میشود.
او با نوشتن دو کتاب به نامهای نظریه عواطف اخلاقی در سال ۱۷۵۹ (میلادی) و بررسی در باره ماهیت و علل ثروت ملل در سال ۱۷۷۶ (میلادی) شناخته شد. کتاب آخر یکی از اولین تلاشها برای مطالعهٔ سیستماتیک پیشرفت تاریخی صنایع و تجارت در اروپا است.
زندگینامه
آدام اسمیت پسر یک بازرس گمرک در منطقهی فایف در اسکاتلند بود. تاریخ دقیق تولد وی مشخص نیست ولی نامگذاری وی در تاریخ ۵ام ژوئیهٔ سال ۱۷۲۳ میلادی انجام گرفته شده بود. پدر او شش ماه قبل از تولد وی از دنیا رفت. او در حدود ۴ سالگی توسط یک گروه از کولیها ربودهشد، ولی خیلی زود توسط عموی خود نجات داده شد و به آغوش مادرش بازگشت.در سن ۱۵ سالکی، اسمیت وارد دانشگاه گلاسگو شد و در آنجا علم اخلاق را تحت نظر فرانسیس هاچستون که اسمیت آنرا فراموش ناشدنی میدانست فراگرفت. در سال ۱۷۴۰ میلادی او وارد کالج بالیول در دانشگاه آکسفورد شد و در سال ۱۷۴۶ میلادی آنرا ترک کرد. در سال ۱۷۵۱ میلادی به مقام استاد منطق در دانشگاه گلاسگو رسید و سال بعد در همین دانشگاه شروع به تدریس منطق کرد.
گلاسگو مرکزی جدی مطالعه و پژوهش و یکی از کانونهای روشنگری اسکاتلند بود. وی مدتی به پاریس رفت وبا کنه پزشک دربار لویی ۱۵ که بنیانگذار مکتب اقتصادی فیزیوکراسی بود به گفت وگو پرداخت. به رغم عقاید جاری عصر که منبع ثروت را طلا و نقره میانگاشت، کنه زمین را یگانه سرچشمه ثروت میدانست. او عقیده داشت ثروت از تولید سر چشمه میگیرد. او فقط طبقات کشاورز را مولد واقعی ثروت میدانست. آدام اسمیت با دکترین تمایل به کشاورزی کنه و فیزیوکراتها موافق نبود. اسمیت پس از بازگشت کتاب بررسی در باره ماهیت و علل ثروت ملل را در ۱۷۷۶ منتشر کرد.در نهایت او مأمور عالیرتبهٔ گمرک اسکاتلند و رئیس دانشگاه گلاسگو گردید
چرا ما اینجا از همه چیز حرف می زنیم جز اقتصاد !!!!؟؟؟
اقتصاد کلان به بررسی مسایل اقتصادی در سطح کلان ملی یک کشور میپردازد. حیطه جهانی بررسی را اقتصاد بین الملل به عهده دارد. مسایلی از قبیل ثبات اقتصادی, توازن تراز بازرگانی خارجی, رشد اقتصادی, اشتغال, تورم, مخارج و درآمدهای دولت, رکود اقتصادی, بحران اقتصادی, بیکاری, فقر و اقتصاد توسعه در این بخش مورد بررسی قرار میگیرد.
ادامه مطلب...
به تازگى آمارى پيرامون درآمد و حقوق روساى دولتهاى اروپايى منتشر شده است.به نوشته «شرق»، بر اساس اين آمار كه توسط مجله «سيسرو» چاپ شده، «تونى بلر» نخستوزير انگلستان، داراى بالاترين درآمد و حقوق در ميان تمامى سياستمداران اروپايى است. وى ساليانه ۲۶۸۵۰۰يورو حقوق مىگيرد. پس از وى، «آنجلا مركل» صدراعظم آلمان، قرار دارد كه حقوق ساليانهاش ۲۶۱۵۰۰يورو ذكر مىشود ......
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
مقدمه
قبل از قرن هفدهم ، علم و فلسفه با یگدیگر در قلمرو معارف بشری مورد تحقیق واقع می شدند و مرز مشخصی میان آن دو وجود نداشت ، تا آنکه در دوران رنسانس ، فرهنگ اومانیسم زمینه های شناخت مسائل اجتماعی را از طریق عقل و تجربه به وجود آورد ؛ این روند در خلال قرن هفدهم آنچنان شتاب یافت که باعث شد در ابتدای قرن هجدهم زمزمه ی استقلال و جدایی علوم اجتماعی از فلسفه آغاز شود ؛ و پدیدۀاستقلال و انفکاک علوم اجتماعی از فلسفه نیز به طور طبیعی این اندیشه را نمودار ساخت که پدیدۀ اجتماعی ویژگی های منظمی دارند و قانون حاکم بر رفتار اجتماعی همانند قانونمندی حاکم بر جهان ماده و طبیعت است .
ادامه مطلب...
سلام !
نظرتون راجع به رشته ی اقتصاد بازرگانی چیه ؟!
رشته ای که با این "موجود" بالا در ارتباط کامله ...
به این رشته علاقه دارین ؟!
لطفاْ نظر بدید (و منتظر مطالب بهتر در آینده باشید) ![]()

